شکوفه های گیلاس

شکوفه های گیلاس

مرد تنهای شب
شکوفه های گیلاس

شکوفه های گیلاس

مرد تنهای شب

هفت چاکرا

بى على دین نیست جز پندارها. با ولایش پى برى اسرارها.
بر زبان جارى کن این ذکر جلى: یا علىُّ. یا علىُّ. یا علىّ.
در منابع اهل تشیع و تسنن از رسول خدا (ص) آمده است که: ذِکرُ علىٍّ عبادَةٌ.


ملانصرالدین هر وقت میخواست سوار خرش بشه اول به خرش سلام میکرد و بعد سوار میشد. بهش گفتن آخه مردک این خر چه میفهمه که بهش سلام میکنی؟ ملا با قیافه ی حق بجانب جواب میده: خب این خره که خره. منکه آدمم میفهمم باید بخودم نگاه کنم.
کسی که خودش رو نمی‌شناسه، همیشه بازیچه‌ی دیگرانه. رابرت گرین.
پیکر پاک . میمونه . دختر موسی مبرقع و نوادۀ امام جواد (علیه السلام) پس از گذشت بیش از یکهزار سال تر و تازه. عجیبه نه؟
قم در حرم مطهر حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - در زیر گنبد آن بزرگوار شش تن از مخدّرات اهلبیت آرمیده اند:
۱ - حضرت معصومه (علیها السلام).
۲ - ام قاسم، دختر علی کوکبی.
۳ -‌ام محمد، دختر موسی مبرقع و نوۀ امام جواد (علیه السلام).
۴ -‌میمونه، دختر موسی مبرقع و نوۀ امام جواد (علیه السلام).
۵ -‌ام اسحاق، کنیز محمد، فرزند موسی مبرقع.
۶ - امّ حبیب، کنیز ابوعلی، نوۀ امام رضا (علیه السلام)
در قرن سوم هجری دو قبه به جای گنبد فعلی بوده، که قبه اوّل روی ضریح حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - و دو تن از مخدّرات و قبه دوم پایین پا. روی قبر میمونه و دو قبر دیگر از بانوان بوده .
در عهد ناصرالدین شاه هنگامی که می‌خواستند کف
حرم مطهر را با مرمر فرش کنند، روزنه ای به سرداب مجاور حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - باز شد دو تن از بانوان صالحه وارد سرداب شدند، پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را تر و تازه مشاهده کردند.
تنها خبر مستندی که در این رابطه به دست ما رسیده:
هنگامی که حرم مطهر را با مرمر فرش می‌کردند، در قسمت پائین پای حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - روزنه ای به سرداب مقدس باز شد. ضروری به نظر می‌رسید که افرادی انتخاب شوند و به داخل سرداب بروند و بررسی کنند. پس دو نفر از بانوان صالحه انتخاب شدند، چراغی با خود برداشته به داخل سرداب رفتند. معلوم شد که این سرداب هیچ ربطی به قبر مطهر حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - ندارد بلکه سردابی است در قسمت پائین پای آن حضرت (س) بصورت مجزا.
در این سرداب سه پیکر پاک و مطهر آرمیده بود، که یکی بانو و دو تن دیگر کنیز و سیاه بودند.
آن بانوی گرامی در وسط و دو کنیز سیاه با گیسوان مجعد در پائین پای آن بانو قرار داشتند.
این سه پیکر پاک و مطهر به قدری تر و تازه بودند که گوئی خوابیده اند. این بانو میمونه دختر امام جواد (علیه السلام) و یا میمونه نوادۀ امام جواد، دختر موسی مبرقع می‌باشد، زیرا صاحب تاریخ قم تصریح کرده که قبّۀ چسبیده به قبّۀ حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - بر سر تربت میمونه بنا شده است.
و اما دو کنیز سیاه که در آن بقعۀ شریفه مدفونند عبارتند از:
۱ -‌ام اسحاق، کنیز محمد بن موسی مبرقع.
۲ -‌ام حبیب، کنیز ابو على محمد بن احمد.
صاحب تاریخ قم تصریح دارد که این دو کنیز در حرم مطهر حضرت معصومه - سلام اللّه علیها - و در بقعۀ مجاور و چسبیده به بقعهٔ آن حضرت دفن شده اند.
در عظمت این سه بانوی بزرگوار همین بس که پس از ۱۱ قرن بدن مبارکشان هیچ تغییر نکرده است. در کتاب اجساد جاویدان تالیف علی اکبر مهدی پور ۱۳۶ مورد اینگونه رو بصورت مستند جمع آوری کرده که خیلی جالبه حتما بخونید.
در وصف این دوره ی آخرالزمانی مولا علی علیه السلام فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد، مگر فرد بى عرضه و بى خاصیت، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر شخصی درستکار و امین! در چنین روزگارى، بیت المال را بهره شخصى خود حساب کنند، و صدقه را ضرر به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله فخر فروختن و تجاوزگری بر مردم قرار دهند و این وقتى است که زنان، حاکم و کنیزان، مشاور و کودکان، فرمانروا باشند.

کالبد اول. بدن فیزیکی و ارتباط آن با چاکرای اول:
انسان موجودی است که می تواند با جهان اطرافش، از طریق ذهن و از طریق انرژی چاکراها ارتباط برقرار کند. بدن انسان مستقیماً با چاکرای اول در ارتباط است. بدن فیزیکی شامل اسکلت، رگها، شبکة اعصاب و شبکه انرژی است. این بدن با چاکرای اول که مرکز انرژی حیات و قوای جنسی و احساسات فیزیکی است، در ارتباط است .بدن فیزیکی احساسات درونی دارد و چیزهایی مانند عشق، احساس، فعال بودن، خواب آلودگی و بشاش بودن را در درون شما به وجود می آورد. بدن فیزیکی دارای یک داستان درونی است که همه کودکی شما در درون این بدن وجود دارد. جوانی و پیری هم مربوط به بدن فیزیکی و چاکرای اول هست. به ازای هفت چاکرای بدن انسان، هفت بدن وجود دارد که این بدن ها به صورت لایه ها در اطراف بدن شما هستند.
کالبد دوم. بدن دوم : اثیری
بدن اثیری و ارتباط آن با چاکرای دوم :بدن دوم از شناختن بدن اول خودش را نشان می دهد؛ بدن اثیری غیر شفاف اطراف بدن ما وجود دارد و به فاصله کمی از بدن ما واقع شده است.بدن اثیری به صورت دوده ای است و دیگر حالت جامد ندارد و شکل گاز را به خودش گرفته است .گاهی اوقات در هنگام عبادت و مراقبه حس می شود . بدن اثیری با چاکرای دوم یا چاکرای خاجی در ارتباط است و اگر چاکرای دوم پاک باشد شخص دارای افکار مثبت می شود.

بدن سوم. اختری:
بدن سوم مانند بخار است و خیلی شفاف..لازم به ذکر است تا بدن پنجم اندازه بدن ها یک اندازه است محتوای هر بدن تغییر می کند. همه ی احساسات و خواسته ها توسط بدن اختری احساس می شود وقتی خوشحال هستید یا هر احساس دیگری دارید در حال حس کردن بدن سوم هستید در واقع احساسات بدن وابسته به بدن فیزیکی نیست. بدنی که در خواب می بینیم و احساسش می کنیم بدن اختری ماست . ارتباط بدن سوم با چاکرای خورشیدی یا مانیپورا: چاکرای خورشیدی رنگ آبی مایل به بنفش دارد و همچنین رنگ طلایی هم از خودش ساطع می کند وقتی این چاکرا خالص و پاک باشد انسان با مردم صلح آمیز رفتار می کند و زندگی او بدون درگیری است.

چهارم. بدن ذهنی و ارتباط آن با چاکرای چهارم:
بدن ذهنی به صورت بی رنگ و به صورت یک دیواره شفاف اطرف ما قرار دارد. بدن ذهنی، همان ذهن است؛ تصاویری که ما در تخیل خود می بینیم، در بدن ذهنی تولید می شود حتی صداها و اصوات. بدن چهارم به چاکرای قلب یا آناهاتا مربوط است، چاکرای آناهاتا از بقیه چاکراها مهمتر است، زیرا ما را قادر می سازد به خدا و عشق پاک و همه چیز و همه کس حس داشته باشیم وآن ها را احساس کنیم. ابرازمحبت کردن و دوست داشتن از جمله امکانات چاکرای قلب است.

پنج. بدن روحانی و ارتباط آن با چاکرای پنجم:
بدن روحانی بالاترین حالت یک انسان را نشان می دهد، اوج عشق و محبت، بدن روحانی با نفس یا ضمیر انسان رابطه مستقیم دارد و بیشتر چیزهایی که ما در این دنیا به صورت عمیق درک می کنیم، در بدن روحانیمان جای می گیرد؛ این بدن با چاکرای پنجم ارتباط مستقیم دارد. همان طور که چاکرای پنجم، نور آبی روشن از خودش ساطع می کند ، بدن روحانی هم دارای نور آبی روشن است ،بدن روحانی، بدن درمانگری و کمک به مردم است؛ این بدن بالاترین ارتباط انسان با جهان هستی را نشان می دهد.

شش. بدن کیهانی و ارتباط آن با چاکرای ششم :
برای شناخت بدن کیهانی خود، باید چاکرای ششم یا آجنا را فعال کنیم؛ تمام اتفاقاتی که در چشم سوم برای انسان رخ می دهد،به بدن کیهانی مربوط می شود. تمام اطلاعات ستارگان و سیارات و کائنات درون بدن کیهانی وجود دارد، این بدن به صورت مستقیم با روشن بینی و بینایی ماورای زمان رابطه دارد. چاکرای ششم نور نیلی از خودش ساطع می کند ولی بدن ششم دارای نور سبز است؛ وقتی دونفر چاکرای ششم را با هم به اشتراک می گذارند، تلپاتی به وجود می آید و روشن بینی تقویت می شود پس چاکرای ششم را پاک نگه داریم و از تیرگی حفظش کنیم.. پس نتیجه میگیریم که اسامی مهم نیست،مهم این است که این هفت بخش این هفت کالبد و این هفت بدن وجود دارد

هفت. بدن نیروانی یا الهی و ارتباط آن با چاکرای هفتم:
بدن نیروانیک آخرین بدن انسان است؛ بدنی که ماورای این جهان است و شما به منبع اصلی رسیدید، از همان جا که آمدید به همان جا برمیگردید. اگر همه دنیاها تا الان برایتان فوق العاده بوده، این دنیا واقعاً متفاوت است. بدن هفتم خارق العاده است. بالاتر از هر چیزی که بشر می تواند بگوید، فکر و احساس کند، در بدن هفتم وجود دارد. بدن هفتم مستقیماً با چاکرای هفتم یا چاکرای تاج در ارتباط است. چاکرای تاج، نور زرد و طلایی از خود ساطع می کند و خرد را به ما نشان می دهد، چاکرای تاج دارای ارتباط تلپاتیک فوق العاده قوی است و خرد همیشه از یک انسان به دیگری در حال انتقال است. وقتی چاکرای تاج یک نفر به شدت پاک باشد، در آن صورت، نور زرد تبدیل به نور طلایی می شود. بخاطر طولانی نشدن در پست بعدی بیشتر توضیح میدم. ادامه دارد..

حواسمون به خودمون باشه! هر چیزی که می‌بینیم، می‌خونیم و گوش میدیم روی طرز فکرمون تاثیر میذاره، اینو تحقیقات ثابت کرده. از محیط اطرافمون گرفته تا اخبار تلویزیون همشون قدرت اینو دارن روی ذهنمون تاثیر بذارن …چه خوب چه بد، که البته بیشتر اوقات بار منفی داره. مثلا ثابت شده همنشینی با کسی که غیبت می‌کنه، روی ما هم تاثیر میذاره که غیبت کنیم. پس برای رسیدن به اعتماد بنفس و خودباوری و آرامش…خیلی مهمه حواسمون به همه اطلاعات ورودی به ذهنمون باشیم.

هیچ‌کس نمی‌تواند نجاتت دهد، مگر خودت؛ و این هم‌زمان هم ترسناک است و هم نجات‌بخش. چارلز بوکوفسکی.

دارم یه کتاب قدیمی رو میخونم که عربیه ولی جالبه. بذار ببینم خوب بلدم ترجمه کنم یا نه؟ شما نظر بدین. روزی معاویه در مسجد جامع دمشق برای مردم خطبه می‌خواند. در آن هنگام در مسجد گروهی از دانشمندان قریش و سخنوران و حاکمان قبیلۀ ربیعه و بزرگان و پادشاهان یمن حاضر بودند. معاویه اراجیف سر هم میکرده و مردم احمق هم باور میکردن. معاویه در اراجیف خودش شروع به خودستایی میکنه و میگه: همانا خداوند بلندمرتبه جانشینان خود را بزرگ داشت و بهشت را بر آنان واجب کرد و آنان را از دوزخ رهایی بخشید، سپس مرا از آنان قرار داد (زپرشک.. مردک چسو خودشو بهشتی کرده) و یاران مرا مردم شام قرار داد که از حریم خدا دفاع می‌نمایند و با پیروزی از جانب خدا تأیید شدند و برای مبارزه با دشمنان خدا یاری شدند. (مردک دین رو نردبان حکومتش کرده)
خب.. در این مسجد جامع، از اهل عراق احنف بن قیس و صعصعة بن صوحان از شیعیان حاضر بودند. احنف به صعصعه گفت: (أتکفینی أم أقوم أنا إلیه؟) یعنی تو جوابشو میدی یا خودم به خدمتش برسم ؟ صعصعه گفت: خودم به خدمتش میرسم عن آقا رو. پس برخاست و گفت: ای پسر ابو سفیان! سخنی گفتی و حرف خودت را زدی و هرچه خواستی به زبان آوردی و در کلام کوتاهی نکردی. (یابن أبی سفیان، تکلّمت فأبلغت و لم تقصر دون ما أردت) چگونه این سخنان را می‌گویی درحالی که به زور و اکراه بر ما سوار شدی؟ و به اجبار حاکم ما شدی و بدون هیچ حقّی ما را به اطاعت خودت واداشتی؟ و با زور بر ما چیره شدی؟ ( کیف یکون ما تقول و قد غلبتنا قسرا و ملکتنا تجبّرا و دنتنا بغیر الحقّ، و استولیت بأسباب الفضل علینا؟) و اما این که اهل شام در برابر تو فروتن هستند: من گروهی را چنین مطیع نسبت به تو سراغ ندارم. آنها گروهی هستن که تو با پول، و به اسم دین. و زور آنان را خریده ای، اگر به آنها مفت بخشی کنی ازت حمایت می‌کنند و باهات هستن و اگر اموال خود را از آنان بگیری ولت میکنند و تو را نمیخواهند. معاویه گفت: ساکت شو ای فرزند صوحان! اگر چنین نبود که من هرگز ناراحت و خشمگین نمیشم و اخلاقم صبوریست و آدم بزرگوار و با گذشتی هستم که نادانی مثل تو را میبخشم وگرنه، تو دیگر جرات نمی‌کردی چنین سخنانی را تکرار کنی. صعصعه نشست و معاویه هم شعری براش سرود: از روی بردباری و بزرگواری. آدم نادانی از این گروه را پذیرفتم و بردباری در هنگام قدرت کرامتی از روی بزرگواری است.
(قبلت جاهلهم حلما و تکرمة و الحلم
عن قدرة فضل من الکرم)
خلاصه پوز خلیفه ی آبگوشتی رو میزنه و به خیر میگذره. بعدش اینجا حدیث عجیبی هست از پیامبر (ص) که : فإنّ اللّه (عزّ و جلّ) لا یملّ حتّی تملّوا. یعنی خدا ملول و ناراحت نمیشه مگر زمانی که شما ملول و ناراحت بشید. اینم شما برام معنی کنید. مرد تنهای شب. یا مولا علی علیه السلام.

هفت کالبد

ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم. سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی.
بشناختم خدا را چو شناختم علی را. به خدا نبرده‌ای پی اگر از علی جدایی.
علی ای حقیقت حق علی ای ولی مطلق. تو جمال کبریایی تو حقیقت خدایی.
نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن. تو که یار دردمندی تو که یار بینوایی.


از عباس شهری
اگر یاد نگیری احساساتت رو کنترل کنی، دیگران اون‌هارو علیه خودت استفاده می‌کنن. رابرت گرین.
شش عادت که باعث میشه ما در طول روز احساس ناراحتی کنیم.
در سال های اخیر افزایش قابل توجهی در مسائل مربوط به سلامت روان وجود داشته. چه فشار ناشی از کار یا استرس عاطفی در خانه که افراد به دلیل فشار روانی زیاد با چالش‌های مهمی روبرو میشن. بر اساس نظرسنجی سلامت روانی فیاما در سال ۲۰۲۴ ، اکثر شرکت‌کنندگان معتقد بودن که اغلب مردم علائم نگرانی‌های مربوط به سلامت روان را تشخیص نمیدن و این امر نیاز به آگاهی و آموزش بهتر داره.
اولین دزد خوشبختی ما: تعلل
عقب انداختن کار، دزد باهوشی و شادی است. به تعویق انداختن کارها به طور خودکار منجر به استرس لحظه آخری، احساس گناه و احساس آزاردهنده عدم موفقیت میشه. این میتونه یک چرخه معیوب از اضطراب و استرس ایجاد کنه و باعث بشه احساس بدی نسبت به مسئولیت های خود داشته باشیم.
دوم تله رسانه های اجتماعی: مقایسه باطن زندگی خود با ظاهر زندگی دیگران
ما در عصر رسانه های اجتماعی زندگی می کنیم، افتادن در دام مقایسه آسونه. حتی اگه نخواهیم، ​​به عکس‌های لحظه‌ای از زندگی دیگران نگاه می‌کنیم و احساس حقارت می‌کنیم، که میتونه منجر به احساس ناراحتی و شک به خودمون بشه.
سوم دیدن چیزهای منفی
اگر فقط به چیزهای بد توجه کنیم، همیشه دیدگاه منفی نسبت به زندگی ایجاد میشه. این رفتار منفی ثابت میتونه علاوه بر سلامت روانی ما به روابط و رضایت عمومی ما تأثیر بذاره. وقتی متوجه شدیم که منفی فکر می کنیم، لحظه ای از خود بپرسیم که آیا راه دیگری برای فکر کردن در مورد آن وجود داره یا نه. سعی کنیم افکار خود را دوباره قالب بندی کنیم تا دیدگاه متعادل تری بدست بیاریم.
چهارم عدم تحرک بدنی
یک سبک زندگی نه چندان فعال میتونه به احساس رخوت و ناراحتی و کم انرژی کمک کنه. بی تحرکی با مسائل مختلف سلامت روان از جمله اضطراب و افسردگی ارتباط داره.
پنجم نداشتن هیچ روتینی در زندگی
زندگی بدون نظم و برنامه میتونه منجر به هرج و مرج ذهنی و احساس غرق شدن تقریباً در همه چیز بشه. زمانی که روزهای ما بدون ساختار هستند، ممکنه احساس کنیم گم شدیم و باعث ناراحتی میشه. پس برنامه ای ساده ایجاد کنیم که شامل زمان کار، مراقبت از خود و فعالیت های اوقات فراغت باشه. یک روال ثابت میتونه حس کنترل و ثبات را ایجاد کنه.
ششم خوابیدن وقت و بی وقت.
خوابیدن یک فعالیت بسیار ساده است، اما ممکنه متوجه شده باشید که یک تغییر کوچک در روال خواب میتونه باعث هرج و مرج در روز نسبتا خوب ما بشه. کمبود خواب هم میتونه بر خلق و خو، سطح انرژی و عملکرد شناختی ما تأثیر بگذاره. عادات بد خوابی میتونه منجر به تحریک پذیری و کاهش توانایی مقابله با استرس بشه. چه زیبا در حدیثی اومده.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): امْنُنْ عَلَیْنَا بِالنَّشَاطِ وَ أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَلِ. خدایا نعمت نشاط و را به ما ارزانی دار و از سستی، کسالت، عجز، بهانه آوری، ضرر، دل مردگی و ملال، محفوظمان دار. آمین.

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبی‌ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می‌آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.
هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
دور باید شد، دور.
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود.
هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست.
هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می‌نگرند.
دست هر کودک ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف.
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.
پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.
پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.سهراب سپهری.

مردی از حضرت علی علیه السلام تقاضا میکند که او را از یکی از گناهانی که به نظر او مهم است، منع کند. حضرت از مرد میخواهد که هرگز دروغ نگوید. مرد از میخانه ای میگذرد و تصمیم میگیرد شراب بخورد، اما فوراً با خود می اندیشد که اگر حضرت علی علیه السلام از او حقیقت را بپرسد نمی تواند دروغ بگوید و از تصمیم خود منصرف میشود. پس از مدتی مرد هوس زنا میکند، اما به علت آنکه قسم خورده است دروغ نگوید، از آن گناه نیز صرف نظر میکند. روزی مرد به دیدن حضرت علی علیه السلام میرود و به او میگوید که تازه متوجه شده که دروغ منشأ تمام گناهان است. از کتاب جوامع الحکایات تالیف سدیدالدین محمد عوفی.

از پیامبر نقل شده که: اکثر اهل جهنم بخاطر زبان جهنمی میشن و توسط زبان ۱۲۴ نوع گناه صادر میشه که بدترینش دروغ. و بعدی غیبت و سومین تهمت هست. یعنی غیبت از تهمت بدتره و دروغ از تمامشون بدتره. خدایا تو خودت کمکمون کن.

ای دیر به دست آمـده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چــون دود برفتی

چـــــون آرزوی تنگ‌دلان دیـــر رسیدی
چـــون دوستـی سنگ‌دلان زود برفتی

زان پیش کــه در بــاغ وصال تو دل من
از داغ فـــراق تــــو برآســـــــود برفتی

ناگشتـــه مـــن از بند تو آزاد بجستی
ناکــــرده مــرا وصل تـو خشنود برفتی

آهنگ بــه جـــان من دلسوخته کردی
چون در دل مــن عشق بیفزود برفتی
یا صاحب الزمان

انسان موجودی شگفت انگیز است. انسان تنها دارای یک بعد و یک بدن نیست پس تنها دارای حواس پنجگانه نیست.
انسان دارای طبیعت درون و احساسات متعالی است.
وقتی چیزی را با قلب خود احساس می کنیم این خارج از حواس پنجگانه است ،یا وقتی به موضوعی فکر می کنیم از بعد فیزیکی استفاده نکرده ایم.
اول. بدن مادی: بدن مادی، بدن فیزیکی است که حواس به آن قابل درک هستند. این بدن حداقل انرژی را دارد و از حداقل فرکانس برخوردار است. اگر عملکرد آن نامناسب باشد، به دلیل نقصی در سیستم چاکرا است.
دو. بدن اتری: این بدن مانند بدن فیزیکی به شکل و ابعاد است، اما از لحاظ جفت‌اندازی، با بدن اتری است. این بدن مسئول شکل دادن به بدن فیزیکی، خلاقیت و تمام حس‌های مادی است.
سه. بدن اختری: این بدن مرتبط با احساسات و ویژگی‌های شخصیتی است. فضای این بدن به اندازه بدن فیزیکی است و شبیه ابر است که در همه جهات حرکت می‌کند.
چهار. بدن ذهنی: بدن ذهنی بالاترین سطح امواج انرژی را دارد که از بقیه کالبدها بیشتر است. این بدن محل افکار، اعتقادات، عقل و منطق ماست.
پنج. بدن روحانی: بدن روحانی دارای بالاترین فرکانس‌های انرژی است. این کالبد ما را به هستی الهی وصل می‌کند و از این طریق اعمال ما همراه با قدرت، برکت و عشق می‌شود.
شش. بدن کیهانی: این بدن وحدت و اتحاد را نشان می‌دهد. حالت درونی دارد و حرکت از هستی به سوی ناهستی است.
هفت. بدن نیروانی: بدن نهایت کالبدهای انرژی و لطیف انسان است که به سرچشمه اصلی آفرینش و فنا دست می‌یابد.
گستردگی و درخشندگی رنگ‌های هاله به پیشرفت و تعالی روحی فرد بستگی دارد. اگر هاله مشکلی داشته باشد یا رنگ آن تغییر کند، ممکن است نشانه‌ای از بیماری و مشکلات روحی و ذهنی باشد.
در بسیاری از منابع عرفانی و بسیاری از کتب عرفای بزرگ فرهنگ خودمون به هفت کالبد به صراحت اشاره کرده اند و این هفت کالبد را به این ترتیب معرفی کرده اند که انسان موجودی است که از هفت بخش به وجود آمده:
1-بدن مُلکی، 2-بدن برزخی، 3-نفس، 4-قلب، 5-روح، 6-سر، 7-لطیفة خفیه
پس می بینید که در سیستم عرفان ایرانی، به همین هفت بخش به صراحت اشاره شده، حالا با اسامی دیگری که البته عُرفای مختلف و کتب عرفانی مختلف، همه روی وجود این هفت بخش و اشاره به آن اتفاق نظر دارند ولی با اسامی مختلف، برای مثال حاج ملا هادی سبزواری که از عرفای به نام هست، این هفت بخش وجود انسان را با این اسامی معرفی کرده است:
1-نفس، 2-قلب، 3-عقل، 4-روح، 5-سر، 6-خفی، 7-اخفی.
در پست های بعدی بصورت علمی و احادیث اهل بیت (ع) بیشتر به تشریح انسان و چاکراها میپردازیم.

گوناگون

به جز از علی نباشد به جهان گره‌گشایی. طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی.
چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن. به جز او به زخم دل‌ها ننهد کسی دوایی.
پیام عمر سعد از جهنم به ترامپ:
مردک! ایران یک کیلو از گندم ری به من نداد. چطور میخوای ۴۰۰ کیلو ‌‌ اورانیوم غنی شده به تو بده؟!!!
بله. اینجا ایران است آغای ترامپ. آغای با غین.
ما از هسته‌های زردآلو هم نمی‌گذریم
از انرژی هسته‌ای بگذریم؟ نام خوش احوالی گویا؟
مهم
در مورد این آمار اظهار نظری نمیکنم و نمیتونم این را تایید را رد کنم، اما شاید یکی از دلایل آتش بس رژیم کودک کش اسقاطیل علاوه بر خسارت های خیلی زیاد مالی، همین کشته های زیاد بود!
به هرحال جنگ ما با اسقاطیل مثل یک بازی فوتبال دستی. در حد دست گرمی بود که دوربین ها فقط طرف ایران رو فیلمبرداری کردن و کسی از سمت دروازه اسقاطیل خبری نداره!!
آمار عجیب غریب تلفات اسقاطیل درز کرده گویا
۶ ژنرال نظامی
۳۲ افسر موساد
۷۸ افسر شین بت
۲۷ افسر نیروی دریایی
۱۹۸ افسر نیروی هوایی و
۴۶۲ سرباز
ما هم چیزی نگفتیم. تایمز اف اسقاطیل خودش آمار داده.

رسول خدا صلى الله علیه و آله: لَوْ أنَّ الغِیاضَ اَقْلامٌ، والبَحْرَ مِدادٌ، والجِنَّ حُسّابٌ، والاْءِنْسَ کُتّابٌ، ما أحْصَوْا فضائلَ علىِّ بنِ ابى طالب علیه السلام. اگر درختان قلم، و دریاها مداد، و پریان حساب گر، و آدمیان نویسنده باشند، فضائل علىّ بن ابى طالب را نتوان به حساب آورند. مناقب خوارزمى.
وضعیت شیعیان در آخرالزمان
امام علی علیه‌السلام فرمودند: در آخرالزمان شیعیان ما همانند وضعیت یک انبار گندم را خواهند داشت که آن را آفت بزند و صاحب انبار آن‌ها را بیرون می‌آورد و آن قسمت‌هایش را که آفت زده دور می‌ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می‌دهد و این کار مجددا آنقدر استمرار پیدا می‌کند تا جایی که به اندازه مشتی از آن گندم‌ها بیشتر سالم باقی نمی‌ماند. غیبت نعمانی.

روزی اشعث بن قیس ملعون سردسته منافقان وارد مسجد کوفه شد ، دید امیر المومنین علی ( ع ) بالای منبر است و عجم ها ، اطراف منبر را گرفته اند ، از روی توهین به آنان گفت : این عجم ها کی هستن که آنها را دور خودت جمع کرده ای ؟ حضرت علی ( ع ) شدیدا پاسخ او را داد و حتی سخنی فرمود که از آن استفاده می شود که اشعث شکم گنده بوده ، آنگاه فرمود : همین عجم ها هستند که روزی شما را بخاطر برگرداندنتان به اسلام خواهند زد ، همان گونه که شما در آغاز اسلام آنها را برای دعوت به اسلام زدید. به راستی امروز مصداق سخن علی ( ع ) در ایران آشکار شده ، که ایرانیان به عنوان دفاع از اسلام ، با حکومت های فاسد عرب و مزدوران آنها در جنگند و رو در روی آنها تا سر حد شهادت ، ایستاده اند که از اسلام عزیز حمایت کنن ، آیا این پیشگویی یک معجزه نیست ؟
آقا بهجت در اواخر عمرشان تعلیم خواص نمودند و فرمودند که هر کس موفق شود آن را انجام دهد. زندگی او متحول میشود. اگر طلسم شده قطعا باطل میشود. اگر مجرد باشد بختش باز میشود. اگر چشم به راه کسی باشد میرسد. و اگر تنگ روزی باشد روزیش بسیار فراخ میشود و جهت دفع خطرات و در امان ماندن از بلایا.
۱. قرآن کوچکی همیشه همراه داشته باشید.
٢. حرز امام جواد(ع) را هم همیشه همراه خود داشته باشید.
٣. آیة‌الکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمایید.
۴. چهارقل (سوره‌های کافرون، توحید، فلق و ناس) را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا در وقت خواب.
۵. به همین نیت صدقه به افراد متعددی داده شود.
۶. مدوامت به دعای غریق: یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏.
٧.مداومت به دعای درع حصین: أللّهمَ اجْعَلنی فی دِرعِکَ الحَصینَه، الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید.
٨. دعای ماه صفر: «یا شدیدالقوی و یا شدیدالمحال ...
۹.ذکر لٰا حَولَ و لٰا قُوة إلّا بِالله العلی العظیم لٰا مَلجَأ وَ لٰا مَنجٰا مِنهُ إلا إلیه.
۱۰.دعای هفتم صحیفه سجادیه: یا مَنْ تُحَلُّ به عُقَدُ الْمَکاره.

بندگى کن، تا که سلطانت کنند
تن رها کن، تا همه جانت کنند.
خوى حیوانى، سزاوار تو نیست
ترک این خو کن، که انسانت کنند.
چون ندارى درد، درمان هم مخواه
درد پیدا کن، که درمانت کنند.
بنده شیطانى و دارى، امید
که ستایش، همچو یزدانت کنند.
سوى حق نارفته، چون داری طمع؟
همسر موسى بن عمرانت کنند؟
از چَهِ شهوت، قدم بیرون گذار
تا عزیز مصر و کنعانت کنند.
بگذر از فرزند و جان و مال خویش
تا خلیل الله دورانت کنند.
سربِنه در کف، برو در کوى دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند.
جسم لاهوتى اگر دارى، بیا
تا به بزم قرب، مهمانت کنند
چون على (ع) در عالم مردانگى
فرد شو، تا شاه مردانت کنند.
همچو سلمان در مسلمانى بکوش
اى مسلمان تا که سلمانت کنند.
تا توانى در گلستان جهان
خار شو تا گل به دامانت کنند
همچو خاک افتادگى کن پیش از آن
که به زیر خاک پنهانت کنند.
کلیات خزائن الاشعار، سیدعباس حسینى جوهرى
نکته بعدی
در مورد عاشورا ما اطلاعات کمی داریم چون امویان نهایت رذالت رو به خرج دادن تا آثار رو محو کنن و اهل بیت (ع) هم که شاهد بیوفایی امت بودن علاقه ای به گفتنش نداشتن. اخبار کمی که بما رسیده قسمتی از طرف اهل بیت (ع) هست که معتبره و قسمتی هم در وقایع تاریخی اومده که تناقض زیاد داره. قطعا مهمترین واقعه آفرینش عاشوراست چون در حدیثی قدسی اومده که خدا گفته: در حالی این آفرینش رو بنا کردم که حتی یک لحظه به اون نگاه نکردم و بعد از این هم بهش نگاه نمیکنم تا نابودش کنم بخاطر فجایعی که میدونم در کربلا انجام میشه. پس این واقعه خیلی عظیم هست که ما قادر به درکش نیستیم. از طرف دیگه روایات معتبر تاکید داره که در کربلا امام حسین (ع) کوچکترین ضعف یا نارضایتی از خودش نشون نداد و برعکس لحظه به لحظه شادتر و راضی تر دیده شد تا جایی که وقتی علی اصغر (ع) رو روی دستش حرمله ی ملعون با تیر زد تبسم کرد و گفت راضیم به رضای تو و ممنونم که حتی سرباز ششماهه منو قبول کردی. در حالی که میدونیم آقا از طرفی عزیزترین کسانش و باوفاترین یارانش با لب تشنه جلو چشمش تکه تکه شدن و از طرفی اهل بیتش در محاصره لشگر بیرحم و شقی در حال به اسارت رفتن بودن. آدم از اینهمه مظلومیت و صبر و استقامت هنگ میکنه. ما هر نوع مصیبتی داشته باشیم. هر مدل داغی داشته باشیم. نمونه ی بزرگترش رو در کربلا میبینیم. در حدی که مصیبت ما با نمونه ی مصیبت کربلا اصلا قابل قیاس نیست. بنده خدایی میگفت هر وقت داغ و مصیبتی دیدی بجای گریه و زاری. دلت رو ببر کربلا و برای آقا و یارانش عزاداری کن و ثوابش رو هدیه کن به متوفی چون هم خودتو تخلیه کردی و سبک شدی و هم بهترین هدیه رو برای اون مرحوم فرستادی چون خدا دوست نداره هیچکسی گریه و زاری کنه مگر برای اهل بیت (ع). اما در مورد تحویل این پرچم به امام زمان (عج) باید بگم که یهودیان انگلیس و آمریکا و روس و چین و آلمان و فرانسه و غیره که تا الان ۳۸ گروه مخالف هم هستن در ظاهر متحد شده بودن که سال ۲۰۰۰ تمام غیر یهود رو قتل عام کنن و به خیال خودشون جهان رو تسخیر کنن غافل از اینکه دنیا خدا داره و صاحب داره و همچینام کشکی نیست. ایدز و کرونا رو هم برای اون روز آماده کردند ولی اومدن سورمه به چشمش بکشن بدتر زدن کورش کردن. نوکرشون پهلوی رو برداشتن تا مثل دفعه ی قبل نوکر بهتری روی کار بیارن ولی کار از دستشون خارج شد و محاسباتشون بهم ریخت. از اون روز اختلاف یهود بیشتر و آشکار شد. هر کاری کردن درستش کنن بدتر شد. صدام رو انداختن بجون ایران ولی ایران قویتر شد. بنی صدر خائن رو بقدرت رسوندن ولی شکست خوردن. واقعه طبس خواستن کودتا نظامی کنن ولی باز شکست خوردن. اکراین دعوای یهود شرق و غربه. تایوان دعوای یهود شرق و غربه. بریکس دعوای یهود اروپا و آمریکاست. انهدام تجارت جهانی ربطی به بن لادن نداشت و دعوای چین و آمریکا بود. اینکه یورو و یوان با دلار رقابت میکنن هم جزو دعوای داخلی یهوده. بزودی جنگ داخلی یهود شروع میشه. صاحب الزمان (عج) که تشریف بیاره منتظر نمیشه کسی پرچم رو بهش بده یا نده بلکه با قدرت میگیرتش چون تا حالا خودش مواظب این پرچم بوده. اما در مورد این وبلاگ. راستش تا ممکن باشه سعی میکنم از احادیث و روایات استفاده کنم همراه با سند و تا حد ممکن نظرات شخصی خودم رو کمتر مطرح میکنم. اولا خودمو جایزالخطا و ممکن الخطا میدونم و از طرفی هم واهمه دارم که نتونم منظورمو خوب منتقل کنم و اینکه کسی اشتباه برداشت کنه که اینم مسئولیت بزرگی هست. برای همین حرفامو در غالب حدیث و حکایت و شعر میارم. پس اگه کسی به اینجا سر میزنه منو که نمیشناسه. صاحب این وبلاگ هم امام علی (ع) هست. هر کجا هم که کلمه عشق اومده مخاطب خاصش یا اهل بیت (ع) هست و یا مادر نازنینم. ضمنا اینو یقین دارم که صاحب الزمان (عج) احتیاج به آدم زپرتی مثل من نداره. هر چند خیلی دوست دارم منو بعنوان دربون و آبدارچی و جاروکش به نوکری قبول کنه. در مورد سفیانی. کسی هست حرومزاده از نسل ابوسفیان نظیر معاویه و یزید که اولش ادعای مسلمونی میکنه ولی بعد معلوم میشه که نه به شیعه رحم میکنه و نه به سنی و اصلا رحم نداره. بزودی سر و کله اش در ادامه زد و خورد تام و جری پیدا میشه و مزاحمتهایی رو برای سوریه و عراق ایجاد میکنه. خدا رو شکر میکنم چون بهترین و امن ترین جای دنیا همین ایران خودمونه. اما مطلبی قابل تامل.
امامی که مرقد حضرت علی (ع) را زیارت نکرده است کیه؟ در تاریخ اسلام، امامان معصوم (ع) همواره به زیارت مرقد مطهر امام علی (ع) در نجف اشرف میرفتند. با این حال، گفته میشه که فقط امام رضا (ع) هیچوقت به زیارت مرقد منور امیر المومنین (ع) نرفتند. بعضی دلایل سیاسی و جغرافیایی و یا شرایط زمانی و مکانی رو دلیل اوردن که خودشون هم میدونن این دلایل معقول و منطقی نیست. فهمیدن دلیلش هم چندان سخت نیست. بگذریم.

آقائی دست دختر چهار ساله اش را گرفته بود و در پیاده رو می‌رفت، دوستش به او رسید. پس از سلام و احوالپرسی گفت: به به چه دختر نازی، اسمت چیست؟ پدرش گفت: اسمش «آی سودا» است.
- عجب چه اسم شاعرانه ای؛ معنی زیبایی هم دارد؛ یک تابلو در ذهن آدم تصویر می‌کند.
- مگر شما معنی آن را می‌دانید؟
- بلی چرا ندانم «آی سودا» یعنی «ماه در آب».
- شما کی زبان اروپائی را یاد گرفتید؟
- اروپائی چیه؟ «آی سودا» ترکی است.
گوئی دنیا بر سر او خراب شد و به شدت متاسّف گشت، پشیمانی جانش را فرا گرفت که چرا اسم دخترش وطنی و ایرانی در آمد.

دلنوشته. یکسال بعد از جدایی توی فکر بودم که پسرم به تکلیف رسیده و بعنوان پدر وظیفه دارم ادب و احکام شرعی رو بهش یاد بدم تا بدرگاه خدا مسئول نباشم ولی امکانش نبود. از خدا کمک خواستم تا بلکه خودش کمکم کنه. همون شب مرد عربی بهم گفت منو دربست ببر شهرک. وقتی اونو رسوندم. هم کرایه خوبی بهم داد و هم دو جلد کتاب مذهبی بهم هدیه داد و گفت: در خیابان فلان و کوچه فلان. مرجع تقلیدی وجود داره که اعلم از همه مراجع تقلید هستش و پیرمردی سالخورده و نورانی هست که مدت زیادی زندان و انفرادی بوده بخاطر اعتراض به ظلم و ستم و بی عدالتی. فردای اون روز صبح به دیدنش رفتم. اتفاقا مهمونهای زیادی از شهرهای مختلف به دیدنش اومده بودن و شلوغ بود ولی تا نگاهش بمن افتاد خیلی منو تحویل گرفت و در کنار خودش نشوند و به مهمونای دیگه که در اطرافش حلقه زده بودن و سوالاتی داشتند گفت: من با این آقا کلی حرف دارم و هر کس سوالی داره بعداً بیاد بپرسه. سیدی روحانی اصرار داشت که سوالاتش مهمه و از راه دوری اومده و تا چند ماه دیگه نمیتونه بیاد و بلیط داره. ولی آقا که گویا چشم بصیرت داشت و شاید میدونست سوالاتش آبگوشتیه بی اعتنا گفت: همون که گفتم باشه بعداً بعداً. و با مهربانی بهم گفت هر سوالی داری بپرس. احساس کردم خدا این مرد معنوی رو برام رسونده و هر چی سوال توی دلم بود پرسیدم. ایشون هم با حوصله کامل توضیح میداد و باز میگفت بازم سوال داری بپرس؟ انگار از سوالاتم خبر داشت و طوری توضیح داد که تا اذان ظهر تمام شد و بعد نماز جماعت خوندیم و برگشتم. البته جمعیتی که اونجا بودن از دستم عصبانی بودن. انگار وجود من باعث شد آقا به هیچکس توجه نکنه. بر گشتم و زنگ زدم که یه مرجع تقلید خوب و اعلم پیدا کردم یه روز بیا بریم پیشش تا ازش رساله بگیریم. چند وقت بعد یه روز صبح اومد رفتیم ولی گمانم عید بود. دقیقا یادم نیست چه عیدی بود ولی خیلی جمعیت و شلوغی بود و باز دقیقا مثل دفعه قبل خیلی تحویلم گرفت و وقتی پسرمو بهش معرفی کردم نگاه تلخی بهش کرد که فهمیدم با چشم برزخی چیزی میبینه که خوشایند نیست و تا نماز ظهر به سوالاتم پاسخ داد و البته سوالاتی هم ازم پرسید مثلا ازم پرسید در این زمونه میدونی کی به کیه؟ گفتم آره همیشه فرعونی هست که خلق رو گمراه کنه و عوام مردم هم خیلی ساده فریب میخورن و فرعون ها در هر زمان و دوره ای هستند و خدا میگه. فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ. هود (٩٧) مردم ساده هم موسی (ع) رو رها کردن و تابع فرعون شدن در حالی که خدا هیچوقت دنیا رو از حجت خودش خالی نمیکنه. از کلمه ی فرعون خیلی خوشش اومد و کلی برام توضیح داد. تا اینکه گفتم رساله از شما میخوام تا پسرم از شما تقلید کنه. تبسمی کرد و انگار میدونست و پرسید: خودت از کی تقلید میکنی؟ گفتم از هیچکسی. یکی از روحانیونی که معلوم بود از حضور من ناراحته وسط بحث ما پرید و با عصبانیت گفت نمیشه.. نمیشه.. تو یا باید خودت مرجع باشی و یا مقلد. بهش گفتم حالت سومی هم هست که بهش احتیاط میگن و من به احتیاط عمل میکنم و احکام دینی خودم رو از کتب حدیثی و فقهی استخراج و عمل میکنم. اون شخص همچنان اعتراض میکرد که نمیشه ولی آقا با عصبانیت برگشت بهش گفت میشه و جوابتو گرفتی پس دیگه چیزی نگو. بعد انگار همه چیز رو میدونست و مخصوصا این سوال رو پرسید چون بلافاصله گفت: بذار برات توضیح بدم که چطور به احتیاط عمل کنی و کامل گفت و توضیح داد و ایرادهایی هم ازم گرفت مثلا گفت: دیگه نگو خلفای راشدین بلکه بگو خلفای غاصبین... تا اینکه باز اذان ظهر شد و نماز جماعت رو مثل دفعه قبل خوندیم و موقع برگشت از پیرمردی که اونجا خدمت میکرد رساله خواستم ولی نداد و گفت پولشو اول بده. بد شانسی پول همراهمون نبود. گفتم بعداً پولشو میارم ولی قبول نکرد. رفتم به آقا گفتم و ایشون امر کرد بهشون بده بعداً میارن و خلاصه گرفتیم اومدیم. به پسرم گفتم در اولین فرصت پولشو ببر بده و ماهی یکبار بهش سر بزن و حضوری ببینشون چون مرجع تقلیدته. هفته بعد رفته بود پول بده و ناراحت بود که چرا سگ محلش کردن و گفت دیگه نمیرم چون مثل باقی مردم سرد باهام برخورد کرد و مثل دفعه قبل تحویلم نگرفت. بهش گفتم منو تحویل میگیره نه تورو. دیگه هم نرفت تا اون آقا مرحوم شد. خیال میکرد آقا اینقدر مهربون و صمیمی باهام گرم گرفت برای خاطر اون بوده و نفهمید که اون آقا مثله دیگر اولیا خدا منو تحویل میگرفت نه اونو. البته چراشو خودم نمیدونم چرا. چندبار هم از اولیا خدا پرسیدم ولی جواب درستی ندادن و منو پیچوندن. اون رساله رو هم هیچوقت نخوند و منم اینقدر فهمیدم که عاقبت بخیر نمیشه. و البته بعد از مرحوم شدن اون آقا تازه دو زاری کجم افتاد و متوجه شدم که ایشون وصل بود و منتظر من بود تا به دیدنش برم تا نکاتی رو بهم بگه. حیف که تا کسی رو از دست ندیم قدرشو نمیدونیم. این چند خط خاطره رو هم همینجوری نوشتم.
ملاحم و فتن، نعیم به سند خود از عبدالله روایت کرده که گفت نزد پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم بودیم که جوانانی از بنی هاشم آمدند پس رنگ پیغمبر تغییر کرد پس عرض کردند یا رسول الله چه روی داد که می‌بینیم در روی شما تغییری پیدا شد که مکروه خاطر ما شد فرمود ﴿ اَنَا اَهْلُ بَیْتٍ اخْتارَ اَللَّهُ لَنَا اَلْآخِرَةَ عَلَى اَلدُّنْیَا وَ اَنَّ اَهْلَ بَیْتِى هَؤُلاَءِ یَلْقَوْنَ بعدَى بَلاَءً وَ تَطْرِیداً وَ تَشْرِیداً حَتَّى یَاتِیَ قَوْمٌ مِنْ هَمِّهِنَا نَحْوَ اَلْمَشْرِقِ اصحاب رایات سُود یَسْئَلُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ یُعْطَوْنَهُ مَرَّتَیْنِ او ثَلاَثاً فَیُقَاتِلُونَ فَیَنْتَصِرُونَ فَیُعْطُونَ مَا سُئِلُوا فَلاَ یَقْبَلُو نَهَا حَتَّى ید فُعَونِهَا الى رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتِی فَیَمِلاَّ ؤا الارْضَ عَدْلاً کَمَا مَلَؤُهَا ظُلْماً فَمَنِ اِدْرَکَتْ ذَلِکَ مِنْکُمْ فَلَیَاتُهُمْ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى اَلثَّلْجِ فانّه المهدى ﴾
یعنی ما خانواده ای هستیم که اختیار کرده است خدا برای ما آخرت را بر دنیا و به درستی که اهل بیت من می‌بینند بعد از من بلائی و دور شدنی و رانده شدنی
تا آنکه بیاید قومی از سمت مشرق و صاحبان پرچم‌های سیاه. میخواهند حقشان را پس به آنها داده نمیشود دو مرتبه مطالبه می‌کنند یا سه مرتبه. پس مقاتله کنند. پس یاری کرده شوند. پس به آنها میدهند آنچه را که خواسته اند و آنها دیگر قبول نکنند. تا این که وا گذار کنند به مردی از اهل بیت من. پس پر کند زمین را از عدل همچنان که پر شده باشد از ظلم پس کسی که درک کند آن زمان را از شما باید بیاید به سوی ایشان و نزدیک شود نزدیک شدنی اگر چه بر روی برف سینه خیز برود زیرا که او است مهدی (عج).

ایران

چندانکه در آفاق نظر کردم و دیدم. از روى یقین در همه موجود، على بود.
خاتم که در انگشت سلیمان نبى بود. آن نور خدایى که بر او بود، على بود.
آن شاه سرافراز که اندر شب معراج. با احمد مختار یکى بود، على بود.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


پیامبر خدا(ص ) فرمود: بزرگترین سهم را دراسلام , مردم ایران دارند. خوشبخت ترین ملت غیر عرب به واسطه اسلام , مردم ایرانند. خواب دیدم که یک رمه گوسفند سفید وارد یک رمه گوسفند سیاه شد. عرض کردند: این را چه تـعبیر مى کنید یا رسول اللّه ؟ فرمود: عجمها در دین و نسب شما با شما شریک مى شوند اگر ایمان بـه ثـریـا بـاشـد, هـر آینه مردانى از عجم به آن دست یابند و خوشبخت ترین آنها به لحاظ ایمان ایرانی ها هستند.
پیامبر خدا(ص ) فرمود: نمى پرسید که از چه خندیدم ؟ مردمى از امت خود را دیدم که در زنجیر با زور به سـوى بـهـشت کشانده مى شوند. عرض شد: اى رسول خدا! آنان کیستند؟ فرمود: مردمانى از عجم که مجاهدین. آنها را اسیر مى کنند و به اسلامشان در مى آورند. ایرانیان , فرزندان اسحاق هستند. ایـرانـیـان خـویـشاوند ما هستند, زیرا که اسماعیل عموى فرزندان اسحاق است واسحاق عموى فرزندان اسماعیل .
در حـضـور رسـول خـدا(ص ) از عجمها سخن به میان آمد حضرت فرمود: اطمینان من به آنها , بیشتر ازاطمینانم به شماست.
امام علی (ع): وطن دوستی نشانه ی ایمان است.
از کتاب میزان الحکمه
یاران صاحب الزمان (عج) ۳۱۳ مرد و ۱۳ زن هستند که اکثرا از شهرهای مختلف ایران هستند. برای ایرانی همین افتخار بس.

اسقاطیل

علی تنهاست ساقی، تشنگان را بر لب کوثر. علی تنهاست حامی از برای کوثری دیگر.
علی تنهاست مظلومی که شیران عرب را سر. علی تنهاست محبوبی که بغض او نفاق آور.
علی تنهاست تنها در درون بیت بی همسر. علی تنهاست صابر صبر او ایوب را مادر.
علی تنهاست کرّاری که حقاً غیر فرّار است. زره در پشت، بی کار است اگر باشد برِ حیدر.سیدجعفرعلوی.
امام باقر علیه السلام در مورد آیه شریفه: وَمَنْ یکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ. سوره مائده، آیه ۵ فرمودند: مراد از ایمان در قرآن کریم، علی بن ابی‌طالب علیه السلام است، هرکس به ولایت او کافر شود تمام اعمالش نابود می‌شود.بحارالانوار، ج ۳۵


خب و اما... ناتانیل براندن میگه: زمانی که فقط برای رضایت دیگران تغییر می‌کنی، در واقع به خودت خیانت می‌کنی و پذیرشی هم که می‌گیری، پوچ است.
خلاصه بگم: هیچ کس اونقدر که تو به خودت فکر میکنی به تو فکر نمیکنه. یعنی چی؟ خب... در واقع ما اونقدر که خودمون تصور می‌کنیم برای دیگران مهم نیستیم! این یه حقیقته. پس چرا تمام عمرمون رو در ترس و نگرانی از قضاوت کسانی صرف میکنیم که حتی بهمون فکر هم نمیکنن؟ دیگه باقیشو خودت بگیر.
اما مطلبی در مورد ترقه بازیهای اخیر. مقام ارشد کاخ سفید؛ راز مگوی آمریکا در مورد علت درخواست آتش بس را لو داد. استیو بنن، استراتژیست ارشد کاخ سفید در دولت سابق ترامپ گفت: آتش‌بس در اصل برای نجات اسرائیل بود. این همان راز پنهان ماجراست. آنها لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهانشان برداشتند. ضمنا اسقاطیل داره از آلمان سلاح وارد میکنه. پس نتیجه میگیریم که واقعا هوس کرده گور خودشو با دستای خودش بکنه. خیلی زود نابود میشه. تار عنکبوتی بیش نیستند فقط کمی ترس و نا امنی درست میکنه. اما در مورد ترس و دلهره. اول اینو بگم. یکی از اذکاری که آیت‌الله عبدالکریم حق شناس در زمان جنگ و بمباران به مردم توصیه می‌کرد، خواندن آیت‌الکرسی تا فیها خالِدون به اضافه پنج آیه اول سوره مؤمن بود. میگفت: «کسی که این‌ها را بخواند، مطمئن باشه که هیچ اتفاقی براش نمی‌افته. یادم هست یک‌بار از ایشان پرسیدم: اگر این طور باشه پس تقدیر خداوند چی می‌شه؟ ایشون نگاه خاصی به من کرد و گفت: اگر قرار باشد اتفاقی بیفته، یادت میره بخونی. میدونی سوره مومن کدومه؟ چهلمین سوره قرآن غافر هستش که نام دیگش سوره مؤمن است و اولین سوره از سوره‌های حوامیمه. مانند دیگر سوره‌های مکی، محتوای این سوره بیشتر پیرامون اعتقادات پایه ای اسلامه. اوکی؟ یعنی آیه الکرسی سه آیه رو کامل میخونی. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ . اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ. لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ. البقره. ۲۵۵ تا ۲۵۷. پنج آیه غافر هم ایناست. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. حم. تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ. غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقَابِ ذِی الطَّوْلِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ. مَا یُجَادِلُ فِی آیَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَا یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلَادِ. کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کَانَ عِقَابِ. غافر ۱ تا ۵
آیه الکرسی خودش به تنهایی قویه ولی با این پنج آیه میشه تانک زرهی. اکثرا آیه الکرسی رو به تنهایی میخونن و از این پنج آیه خبر ندارن. مثلا همسر شهید سید علی اندرزگو نقل می‌کنند همیشه سید به من می گفت: هر شب که در خانه نیستم اگر آیت الکرسی را بخوانی، هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ هر کسی هم بخواهد شب بیاید، میرود و روز می آید، لازم نیست تو بترسی.
سردار شهید محمد بروجردی (مسیح کردستان) همواره به همراهانش تأکید می‌کرد پیش از حرکت آیت‌الکرسی بخوانند تا در امان بمانند. وقتی داوود (همراه قدیمی محمد) پرسید: چرا برخی با وجود خواندن آیت‌الکرسی شهید می‌شوند؟ پاسخ محمد این بود: قطعاً آن روز یادشان رفته بوده بخونند. در روز شهادت، به‌دلیل مشغولیت به صحبت با یک پاسدار و گوش دادن به درد دل او، خواندن آیت‌الکرسی را فراموش کرد. پس از پیاده کردن داوود در سه‌راهی نقده، محمد خود، راننده شد و با سه سرنشین دیگر به سمت پادگان شهید شاه‌آبادی حرکت کرد. خودروی او بر روی مین ضد تانک در یک آبگیر رفت. محمد بروجردی به‌تنهایی شهید شد و مابقی جان سالم به‌در بردند؛ تنها محمد به آسمان رفت. آخر تنها او مسیح کردستان بود.
خب و اما.
علم و دانش بشری با تمام دستاوردها و مظاهر شگفت انگیزش، هنوز دوران کودکی خود را سپری می کند و با تحقق ظهور امام مهدی (عج) به بلوغ کامل می رسد.
امام صادق (ع) فرمود: علم و دانش ۲۷ حرف( شعبه وشاخه) است و مجموع آنچه پیامبران آورده اند، ۲ حرف است. مردم تا روز ظهور بیش از آن دو حرف را نمی دانند، وقتی قائم (عج) قیام کند، ۲۵ حرف بقیه را بیرون آورده و در میان مردم منتشر می سازد و مجموع ۲۷ جزء دانش را نشر می دهد.
قطب راوندی در کتاب خرایج حدیثی از امام صادق (ع) با همین مضمون روایت کرده است که فرمود: ( علم بیست و هفت حرف است. تمام علومی که پیامبران آورده اند دو حرف بود و مردم تا امروز بیش از این دو حرف نشناختند. پس در زمانی که قائم ما خروج کند بیست و پنج حرف بیرون می آورد. سپس تمام بیست و هفت حرف علم را در میان مردم منتشر می کند). اما در مورد سوالت. قسمتی رو بصورت پیام برات فرستادم که جنبه خصوصی داشت. اما باقیش. احادیث میگه در آخرالزمان قوم سلمان فارسی جایگزین اعراب خواهند شد. در قرآن کریم در نکوهش قوم عرب، به جهت عدم ثبات و پایداری در ایمان و تهدید به جایگزینی قوم دیگر به جای آنها، برای پذیرش ایمان نازل شده، مانند این آیه‌:«اگر شما از پذیرش این دین روی بگردانید، خداوند قوم دیگرى را به جای شما می‌آورد که مثل شما نیستند.» همچنین آیه‌:«اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد خداوند در آینده جمعیتى را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران نیرومند و شکست‌ناپذیرند، مردانى که در راه خدا جهاد می‌‏کنند و هرگز از سرزنش کنندگان هراسى به خود راه نمی‌‌‏دهند.»
طبرسی در مجمع البیان نقل می کند: اصحاب از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند: این گروهى که خداوند در این آیات به آنها اشاره کرده چه کسانی هستند؟! در این هنگام که سلمان در کنار پیامبر(ص) بود، پیامبر(ص) دست بر پاى - و طبق روایتى بر شانه‌ سلمان زد و فرمود: منظور، این مرد و قوم او است، سوگند به آن‌کس که جانم به دست او است، اگر ایمان در ثریا باشد گروهى از مردان فارس آن‌را به دست می‌‏آورند. ضمنا یادت باشه صاحب الزمان حضور داره و مواظب همه چیز هست. در گذشته از روستایی کسی خدمت شیخ مفید رسید و در مورد زنی حامله که فوت کرده و فرزندش زنده است سؤال کرد که: «آیا باید شکم این زن را پاره کرده وطفل را بیرون آوریم ویا این که با آن بچّه، او را دفن کنیم؟» شیخ مفید فرمود: «با همان بچّه او را دفن کنید». پس آن مرد برگشت. در وسط راه دید مرد اسب سواری از پُشت سر، سریع می آید، وقتی به نزدیک مرد رسید، گفت: «ای مرد! شیخ مفید فرموده است که شکم آن زن را پاره کنید وطفل را بیرون بیاورید وزن را دفن کنید». آن مرد نیز همین کار را کرد. پس از مدّتی اتّفاق را برای شیخ مفید بیان کردند، شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم ومعلوم است که آن شخص صاحب الامر (علیه السلام) بوده است. حالا که در احکام دینی اشتباه می کنم همان بهتر که دیگر دخالت نکنم و احکام دینی را بیان نکنم». پس به خانه رفتند ودرب خانه را بستند وبیرون نیامدند. ناگاه از حضرت ولی عصر (علیه السلام) نامه ای برای شیخ مفید آمد که: «بر شما واجب است تا احکام دینی را بیان کنید و ما هم شما را همراهی کنیم و مواظب باشیم که اشتباه نکنید». پس شیخ مفید دوباره شروع به بیان احکام دین کرد. حیف که باور نداریم آقا مواظبمونه. ضمنا این پست آخری که گذاشتی کمی آبگوشتیه. کاش این حدیث امام علی علیه السلام رو بجاش میذاشتی. آخه لحنش یه جوریه انگار منو شاخ می‌کنه.
ﺍمام ﻋَﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ فرمودند: در حضور هفت گروه، ۷ کار را مخفی کن تا سعادتمند گردی:
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎلت ﻧﺰﻥ
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺳﻼﻣﺘﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﻗﺪﺭﺕﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ نکن
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩی ﺍﺕ ﺭﺍ به رخ نکش
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ بی بچه، ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ یتیم، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ. از کتاب ﺗﺤﻒ ﺍﻟﻌﻘﻮﻝ.
چون نمیخوام این پست طولانی بشه خلاصه میگم. باتوجه به شرایط غیرعادی چند روز پیش، اینترنت کشور داخلی شده بود و دسترسی به سرویس‌های خارجی ممکن نبود. از جایی که اسقاطیل ول کن نیست. ممکنه باز این قضیه تکرار بشه. با توجه به اینکه بلاگفا در دسترس نبود ولی بلاگ اسکای وصل بود میتونی با همون یوزر و پسورد و ایمیل و آدرس بلاگفایی . توی بلاگ اسکای وبلاگ درست کنی و بهم پیام بدی. ضمنا برای جستجو در فضای اینترنت می‌تونی از موتور جستجوی ذره‌بین استفاده کنی. و برای استفاده از دیگر سرویس‌های داخلی کافیه مستقیما آدرس سایت اونو در نوار آدرس مرورگر خود وارد کنی.
پرکاربردترین سرویس‌های فعال داخلی:
موتور جستجوی ذره‌بین:
zarebin.ir
مرورگر گردو و گردو لایت:
gerdoo.me
مسیریاب نشان:
neshan.org
مترجم آنلاین:
targoman.ir

پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی:

ایتا:
Eitaa.com
بله:
Bale.ai
روبیکا:
Rubika.ir
سروش‌پلاس:
Splus.ir
گپ:
Gap.im
آیگپ:
Igap.net
ویراستی:
Virasty.com